قبل از اینکه قبول بشم اینجا شده بود محل غر های من نسبت به خانواده ام به خصوص مامانم دروغ چرا ؟همون موقع هم میدونستم تمام غر های مامانم برای من اینه که به جایی که حقم بود از اول برسم ولی خب ذهنم حسابی درگیر میشد و نسبت بهش خشمگین بودم اون زمان بعد ها درکش کردم و خوشحال از تمام کارایی که کرد برام الان تو روزایی که باید کنارش نیستم ،با سرطان زندگی کرد ،جراحی شد و الان باید رادیو تراپی بشه باعث شد جایی رو بزنم که الان پیشش نباشم ،به جای اینکه پیشش باشم تو
برچسب:
نویسنده: حمید احمدی